تبليغاتX
دایره مینا
شعر
تو را چون ستاره…
تو را چون سرود…
تو را آفتابی‌تر از هر چه بود
تو را آبی و پاک و جاری چو رود
تو را می‌توان در کنار سحر
به جای هزاران چکاوک شنود
میان هجوم و دریغ و دروغ
تو بودن چنین ،طاقتم را ربود
تو ای بهترین بهترین بهترین

کجا...؟ کی...؟ توان با خیالت نبود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 0:41  توسط مینا  | 

نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد

گل از تو گلگون تر

امید از تو شیرین تر

 

نمی شود پاییز

                                          ـ فضای نمناک جنگلی اش

                                            برگهای خسته ی زردش ـ

غمگین تر از نگاه تو باشد.

 

 نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد

شکوفه از تو شاداب تر

پاییز،از تو غمگین تر .

 

نمی شود که تو باشی،من عاشق تو نباشم

نمی شود که تو باشی

                  درست همین طور که هستی

                                        و من،هزار بار خوبتر از این باشم

                                                          و باز،هزار بار،عاشق تو نباشم.

نمی شود،می دانم

نمی شود که بهاراز تو سبزتر باشد.......

 

نمی شود می دانم نمی شود …..نازنینم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 15:55  توسط مینا  | 

نشسته است آن بالا. دلربایی می‌کند.

ماه را می گویم.

اصلا شده است ملاک زیبایی زمینی‌ها...

مثل ماه شدی...!

می‌دانی چند نفر وقتی دلشان برای هم تنگ می‌شود به او نگاه می‌کنند...

اصلا می‌دانی چند مسافر و یارهای مانده‌شان

 قرار می‌گذارند سر یک ساعت مشخص هر دو به ماه نگاه کنند...

می‌دانی که سینه بلورین این ماه؛ محرم چه رازهای نگفته‌ای است... 

ای ماه تو شاهدی که دلم تنگ است برایش...............خیلی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 11:17  توسط مینا  | 

خب این یعنی خیلی بی‌شعور بازی که من الان دلم می‌خواد بدونم تو حالت چه‌طوره؟ دلم تنگ شده برات خب.......
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 14:27  توسط مینا  | 

 

خود را به که بسپارم

وقتی که دلم تنگ است

پیدا نکنم همدم

 دلها همه از سنگ است

گویا که در این وادی

از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق

 آلوده به صد رنگ است

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 2:50  توسط مینا  |